ادامه حدیث نورانیت:

حضرت در ادامه حدیث این آیه را قرائت میکنند:(آیه 5 سوره بینه)

و ما امروا الا لیعبدالله مخلصین له الدین حنفاء ویقیموا الصلوة ویوتوا الزکوة

وذلک دین القیمه

ومی فرمایند:این آیه به ولایت من برمیگردد که ولایت من همان شناخت نورانیت است. و بعد

می فرمایند:اقامه ولایت من صعب مستصعب است که آن را حمل نمی کند مگر ملک مقرب

یا نبی مرسل یا مومنی که قلبش به ایمان امتحان شده باشد.

برای طلحه وزبیر هم بسیار سنگین بود .چون این ولایت را تا حکومت علی (ع) حمل کردند البته به

صورت وظاهر وبعد نتوانستند.

اقامه ولایت هم باید اول در وجود انجام بگیرد . برای همین الاعمال بالنیات است.ما برای انجام

عبادات اول نیت میکنیم بعد انوارش در خارج نمود پیدا میکند .

در مورد این سه گروه که این حدیث را میتوانند حمل کنندواقامه کنند:

چون هر ملکی تاب علی (ع) راندارد . آنهایی که تاب علی(ع)راداشتند که پیغمبر را در معراج دیده بودند

البته ملک مقرب از انسان بما هو انسان پایینتر است واستعدادما بیشتراز ملک مقرب است در مورد

نبی مرسل هم همه انبیا نتوانستند ولایت علی (ع) را بپذیرند . ونمی توانند اقامه ولایت کنند .

در مورد مومن هم همینطور :نباید فقط محب باشیم .حتی سنی ها هم از علی (ع)تعریف میکنند ولی در

دلشان ننشسته.

مومنی که قلبش امتحان شده باشد آنچنان درونش به یقین رسیده که اگر تمام دنیا بیایند وجلویش را

بگیرند محکم بایستد ودست از این نعمت بزرگ برنمی دارد حتی اگر تک وتنها وگوشه گیر شود وحتی

آبرو ونام ونشانی هم برایش نماند محکم می ایستد .چون او با دلش زنده است وبا دلش حرکت

میکند .

اگر مومن حمل نکند این ولایت را زندگیش حیوانی می شود وممکن است با حیوانات وارد بهشت

حیوانی شود .وقتی در بهشت حیوانی بود نه لذت لقاء را می چشد نه لذت ولایت رامی چشد ونه لذت

انسانیت را می چشد درعین حال بهشتی هم هست. ولی ادراک انسانیت را ندارد وادراک لقاء وخدا

راندارد .ولی آیا این بهشت حیوانی در شان انسان کامل است .ما باید بهشت انسانی بخواهیم که

آن لقاء است .اگر به لقاء رسیدی به بهشت انسانی هم رسیدی واین هم برای هر قلبی نیست.

ادامه حدیث: گفتیم یا امیر المومنین مومنی که قلبش باید ممتحن باشد حد نهیایتش چیست؟

فرمودند:ای سلمان وای ابوذر :مومنی که قلبش ممتحن است یعنی مومنی که صفت امتحان را

درقلبش دارد وآن مومنی است که هر چه از ما می گیرد انشراح می دهد .یعنی اگر از امر ما چیزی

بر او وارد شود می پذیرد و همینکه وارد شد انشراح صدر می گیرد وبزرگ می شود . سعه می گیرد .

وقوی میشود واصلا شک وارتیاب در او راه ندارد .

                                   واین بحث ادامه دارد . . .

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا ص. -كاشان

سلام ياد خدا و كلام ائمه كه در آن سرشار از ياد اوست سينه ها را مي گشايد.جاي احاديث حضرت زهرا خالي بود كه شما ارائه داديد ممنون. يا علي.

حسين....

به نا م خدا سلام خسته نباشين وبلاگ خوبی دارين موفق باشين بنده رد نقد و رد وهابيت می نويسم اگه خواستی سر بزن و تبادل لينک کنيم يا علی

افرا

( يا صاحب الزّمان ادركنا ) سلام بر يگانه منجي عالم بشريت سخن از «مهدى» (عليه السلام)، سخن از «هدايت» است. سخن از «غيبت»، حديث «جستجو» است. سخن از «انتظار»، روايت «حركت و پويايى» است. سخن از «ظهور»، بحث از «اشتياق رهايى» است. سلام مجددا بروز شدم من شما رو لينک کردم دوست داشتين نوای دل رو به وبلاگتون اضافه کنيد التماس دعا

نفیسه

سلام زینب جان يک سوال يعنی نظرسنجی. تو از پرشين بلاگ راضی هستيد ميخوام از بلاگفا خارج بشم؟ اگر نتونستيد تو قسمن نظرات من جواب بديد تو نظرات خودتون بی زحمت بذاريد من بخونم ببينم کدومشون مثل بلاگفا قاطی نمی کنه مرسي

نفیسه

سلام مرسی تصميمم رو عوض کردی ديگه عوضش نمی کنم موفق باشی

نفیسه

راستی يه بنده خدا ميگه ائمه از پيامبران(البته بجز حضرت محمد(ص)) بالاتر نيستند بيا نظرت بهش بگو

و خدايی که در اين نزديکی ست

سلام ببينيد من اين استدلال ها رو قبول دارم ولی به دلم نمی چسبه. علی و فاطمه بزرگند ولی اين استدلال ها فقط به درد شيعيان می خوره. من ۳تا پست تو وبلاگم با نام حاشيه های پررنگ تر از متن به اين قضيه اختصاص دادم. حتما سر بزن

نفیسه

سلام احوالات شما؟ مرسی از نظری که دادی