besmellah1.gif

حقیقت کل یوم عاشوراو کل أرض کربلا

قسمت هشتم

استادم بانو فاطمه می فرمایند:

در صحنه‌ی کربلا، نه حسین-علیه السلام- گزارش داد ونه یزید.

حسین علیه السلام هستی را در جلوه‌ی زیبایی‌ها به نمایش گذاشت ویزید هم پوچی

بی محتوایی را نشان داد. برای درس گرفتن از واقعه کربلا باید کربلایی وعاشورایی

شوی نه اینکه فقط اینها را بخوانی،بشنوی وبفهمی. دیگر بس است،باید دراین نمایش

شرکت کنی. هر دوجلوه راببین،جلوه یزیدی ناامید وسستت می کند وضعف‌هایت را

نشان می دهد؛اما نترس روبرویت حسین علیه السلام با قامتی از زمین تا آسمان ایستاده

است، از دیدن زشتی‌هایت فرار نکن؛چون او صدایت می‌کند ومی خواهد نجاتت دهد.

"هل من ناصر ینصرنی"

مگر غیر ازهفتادو دو تن،کسی در کربلا،کنار حسین بود؛پس امام به چه کسانی میفرمود

"هل من ناصرینصرنی"؟ مخاطب ایشان چه کسانی بودند؟ اوبه یزیدیان خطاب میکرد.

حسین-علیه السلام- این ندارا زمانی سرداد که هرچه داشت تمام شده‌بود وزیبایی‌ها به

ظاهر رفته بودند.داد می زد نترسید، من زیبارو مقابلتان ایستاده‌ام. مبادا زشتی وپوچی

یزیدی ناامیدتان کند مبادا بترسید، مراببینید وبه سوی من بیایید.

بیایید ماهم به کربلا برویم وبازیگر آن شویم. در صحنه وجود به شهود بنشینیم وکربلا

رادر وجود پیدا کنیم،ازچه می ترسیم؟ از اینکه ما رابکشند؟ ازاینکه مال، شئون و

منزلت وتجملاتمان از دست برود؟ ازاینکه فرزندمان به خطر بیفتد؟

ذره‌ای چشم بازکن،روبروی خود،آینه‌ای ازلاهوت می بینی که همه‌ی اینها بایک نگاه

به او،هیچی وپوچی خود رانشان می دهند،می خواهی نمیری،ازمرگ می ترسی؟ برودر

جبهه حسین-علیه السلام- بمیر تا بمانی ازمقام می ترسی؟ برودر جبهه حسین-علیه السلام-

منزلت ومکرمت پیدا کن.از اموال واولاد ونیست شدن آنها میترسی؟ برو درجبهه حسین همه

چیز پیدا می کنی. چقدراین سستی‌ها واین ضعفها مانع حرکت ماشده ومارا نشانده‌است. فقط

به حسین نگاه کن بگو من می خواهم درسناریوی تو، نقش بازی کنم،اگراین را گفتی،به ندای

او لبیک داده‌ای،آنچنان ترس رااز وجودت دور می کند که پادر رکاب اسبت میکنی وحرّی

می شوی تا درآغوش حسین جان دهی که در حقیقت جان می گیری.

در انسان کربلایی،ناامیدی،افسردگی،سستی وترس راه ندارد؛درست است که ما عین سستی

وزشتی هستیم اما رودررویمان حسین-علیه السلام- است.

افسوس،چه کم بودند کسانی که توانستند اینها رادر کربلا ببینند،بقیه فقط شنیدند که حسین

-علیه السلام- یاری می خواهد وچون قلبی نداشتند که بتوانند به عالم نوری این حقیقت نه

به لفظ،معنی ومفهوم؛بلکه به عالم کلام حسین وارد شدند؛چون حقیقت این یاری را نمیدانستند

حسین را یاری نکردند،وبااین عمل ازاصل خود دور شدند.

چه زیبا یاران حسین ازلفظ عبور کردند وحقیقت "هل من ناصر ینصرنی" رایافتند.خجالت،

شرم وناامیدی ازوجودشان رخت بربست،شوق،حیات وعشق به قلبشان وارد شد وبا تمام

عشق وشور،روبروی جبهه حسینی حرکت کردند وچه زیبا این سنت الهی در جلوه

"الیه راجعون" و "یا ایهاالانسان إنّک کادحٌ إلی ربک کدحا فملاقیه"(انشقاق آیه 6)

درقامت رعنای حسین-علیه السلام- به ظور رسید.

 

ادامه دارد.......

mazhabi22.jpg

/ 4 نظر / 9 بازدید
اکبر

سلام با مطلبی راجع به... سگ تکویناً نجس نیست . خون تکویناً نجس نیست . نطفه تکویناً نجس نیست . اگر شرح اینها را نجس دانسته و فرموده غسل کنید یا اگر به چیزنجسی چون سگ ، خون و امثال اینها دست زدید ، دستتان را بشویید ، از این باب نیست که اینها درنظام هستی نجس آفریده شده باشد . زیرا هیچ موجودی در عالم ، نجس خلق نمی شود بروزم و منتظر قدوم گرم و نظرات ارزشمندتان اللهم عجل لولیک الفرج

صراط منیر

سلام وبلاگ زيبا و آموزنده اي داري در پناه خدا موفق و پايدار باشي خوشحال مي شم به وبلاگ ما هم سري بزنی،موفق باشید ان شاءالله... التماس دعا یا علی.

اکبر

با سلام حضور شما با پستي راجع به ... با اينكه جناب اميرالمؤمنين(ع) و صديقة كبري(س) از اولياء الله بودند و معصوم و تمام عالم را در اختيار داشتند و مي‌توانستند با يك اشاره مريض را خوب كنند، اما بازدست تصرف دراز نكردند و نذر سه روز روزه كردند تا مريضشان خوب شود. معلوم مي‌شود با اين عمل خواسته‌اند به ما دستورالعمل بدهند. زيرا آنها براي شفاي مريض اصلاً نياز به سه روز روزه نداشته‌اند. آنها اين كار را كرده‌اند تا به ما برنامه بدهند... بروزم. ممنون ميشم قدم رنجه کنيد منتتظرم اللهم عجل لوليک الفرج

منتظران ظهـــــور

بسم رب المهدي سلام خسته نباشيد اللهم عجل فی فرج مولانا یا صاحب الزمان التماس دعا يا حق