حقیقت کل یوم عاشورا وکل أرض کربلا

قسمت دوم

قطب مقتدر جهان با سابقه ای اندک درپیشرفت ومدرنیسم ،آن هم درزمینه های طبیعی ومنتشر

نشده به تدریج به موج بیمار گونه دین زدایی پس از رنسانس پیوست وتاجنگ جهانی وبعد از

آن قرن بیست و یک را به ید قدرت خود درآورد و غرب متمدن نیز که همه تلاشش را برای

ترقی درعرصه علم به کار بسته بود با او دست آشتی داد. اکنون دنیای فعلی گزاره ناقص از

معادله ای مجهول است که درچاه بی خبری آویزان مانده ودرباتلاق خودبینی دست وپا میزند.

حال دراین فغان نامه موهش مدرنیته که دست شیطان درهمه ابعادزندگی بازاست،جای عشق

خالی است. اخلاق و ایثارهم منزلتی درقانون مداری غرب ندارد، قانونی که منشأ فسادوآغاز

جنگ است ،جنگ با فطرت و نوع دوستی، جنگ باتقید و ارزش گرایی، جنگی که ناشی از

هرج ومرج جنسی وگاه آنارشیسم همجنس طلبی است.

دانستیم غرب زدگی حامل توهم است که بی بندوباری رابه نام آزادی ودمکراسی معرفی میکند

همان گونه که درنده خویی را دفاع ازخویش و حفظ حریم می نامد. جاه طلبی و خودمحوری با

عنوان تحقیق وپژوهش،مغزهارا شسته وکانون خانواده را به مدفن عقده ها بدل کرده است.آنجا

که کربلا ازخیانت دینی می گوید،اومانیسم کمر به قتل دیندارودین گرا می بندد.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/۱٢/۱٦ | ۱:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()