علامه طباطبایی می فرمایند که به حرم امام

رضا علیه السلام مشرف شدم در دلم گفتم: یا امام رضا! شما به اینهمه زائر چطور

عنایت،دارید؟حضرت به من عنایتی کرد و از جلوی چشمم پرده ها کنار رفت و دیدم که

انگار ،درکنار هر زائری یک امام رضا ایستاده است. و دیدم که هر زائری که به حریم علی

بن موسی،الرضا علیه السلام وارد می شود،

 آقا امام رضا علیه السلام برای او بلند می شوند و دستی به سر او می کشند

و منی که خدایی نکرده به واسطۀ گناهانم شبیه حیوانی شده ام با دست حضرت به

شکل آدم،بر می گردم. کنایه از اینکه به محض ورود به این حریم گناهان ما بخشیده می

شود. علامه،در ادامه می فرماید:سپس امام رضا علیه السلام یک طوقی بر گردن این

زائرمی اندازد، این طوق به این معناست که هیچ کس حق ندارد جان این زائر را بگیرد

مگر هنگامیکه من در بالای سر او حاضر باشم.

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : جمعه ۳٠ آبان ،۱۳٩۳ | ۳:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 

دوبیتی های ژولیده نیشابوری

 

به عشق یار، می جاودانه باید خورد

شراب تلخ، ز دست زمانه باید خورد

 

پیام موسی جعفر به شیعیان این است

برای خاطر دین تازیانه باید خورد

 

رحمت واسعه لم یزلی ما را بس

جوشش فیض ازلی ما را بس

 

گرچه در خوان جهان نعمت حق بسیاربود

ذره ای از نعم عشق علی ما را بس

 

اگر آتش به عالم شعله دارد، دود هم دارد

خلیل الله دارد گر جهان، نمرود هم دارد

 

به ناحق خون مظلوم ار خورد ظالم، نمی داند

پی احقاق حق، حق، مهدی موعود هم دارد

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : پنجشنبه ٢٢ آبان ،۱۳٩۳ | ۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

استاد عزیزم می فرمایند:

 

آنجا که صاحبان نیکی و معرفت، عمل صالح را توصیه


می کنند. اومانیسم نه تنها حرمتی برای آن قائل نیست،

 

بلکه عمل صالح را انکار یا استهزا می کنند.

 

کربلا، به انسان بودن می خواند.

 

اومانیسم، از انسان می گوید.

 

کربلا، حماسه گریز از دنیا و پیوستن به امامت است، تا

 

اعتلای جان تحقق یابد.

 

حال آنکه فرهنگ اومانیسم، در قالب سکولاریسم، از دنیا

 

میگوید، به آن سبُعانه چنگ می زند و طرفدارانش را تا

 

دره لذت جوییِ پستِ حیوانی، به سقوط می کشاند.

 

حسین علیه السلام، به چه می اندیشد؟ که همه هستیش را

 

بی مُهابا و بدون لحظه ای تردید، عاشقانه فدا می کند.

 

آیا تنها امر به معروف و نهی از منکر، این جاودانه

 

تاریخ را رقم زد؟

 

آیا کار او برای اعتراض به فساد حکومت بود؟

 

به راستی آیا اندیشیده ایم اگر آنچه کربلا آفرید، برای چه

 

بود و تا کدام مقصد؟

 

یقین داریم مهمترین درس کربلا، گذشتن از جلوات کثرت

 

دنیا و پیمودن راه آخرت است.

 

امان از دنیا... ، در این غوغای زر و زور و تزویر،

 

قصه کربلا، به سادگی جریان آب، در رودخانه های

 

فکرمان جاری میشود و به پیچیدگی روح انسان، روح

 

انسان در لایه های وجود می پیچد.

 

امید که دست دل، به غایت راه حسین علیه السلام برسد.

 

انشاالله.

 




موضوعات مرتبط:

تاريخ : چهارشنبه ٢۱ آبان ،۱۳٩۳ | ٢:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()