حقیقت کل یوم عاشوراوکل أرض کربلا

 

قسمت پنجم

 

اگر بخواهیم تاریخ را عموما وتاریخ کربلا را خصوصا، تنها برای انباشتن خاطرات خشک ازسرگذشت دیگران بررسی کنیم،فقط به اسطوره سازی پرداخته ایم؛اما اگر آن را به عنوان

 

عبرت،دیدن وعبور کردن از زشتیها،فناها،هواها وکثرات ورسیدن به حقیقت ووحدت، زیبایی

 

وبقا،وطالعه وبررسی کنیم،امری صحیح وپسندیده انجام داده ایم. زیرا اسطوره یعنی به سطر

 

درآورده شده،یعنی چیزی که فقط درسطور کاغذها وسطوح سطحی افکار می گنجد،درحالی

 

که درسطح کاغذ چه چیزی جز الفاظ رادارد؟اگر ذهن از سطرها،فقط اندوخته های لفظ را

 

بگیرد ودر خودجای دهد، در نهایت خیال واندیشه اش دروادی ظن وگمان وبااتکاء به خیال

 

پردازی وسیاهی قلم در سیاهی کاغذها،باسواد خواهد شد،نه تعلیم دیده در تاریخ می شودونه

 

حرکت کننده با تاریخ.

 

بایدبا تاریخ حرکت کرد،همانطورکه قرآن به این حرکت دعوت کرده،می فرماید:

 

أفَلم یَسیروُا فِی الأرض،فَیَنظروا کیفَ کانَ عاقِبَة الّذین مِن قَبلِهم.

 

سوره محمد آیه 10

 

{آیا درزمین به سیر نمی روند تابا چشم خود عاقبت حال پیشینیان رامشاهده کنند}

 

کسی که می خواهد ازتاریخ،درجلوه((فاعتبروایااولی الأبصار))(سوره حشرآیه2)عبرت

 

بگیرند باید درآن به سیر وتفکر بپردازد،نه اینکه بنشیند وباحرکت کنندگان درمسیر صعودو

 

سقوط تاریخ،سیر کند تا وجودش حقایق وسنن الهی حاکم برزمین را دریابد.

 

مولای متقیان حضرت علی (ع) درنامه 33 به فرزندشان چنین می فرمایند:((ای فرزندم،اگر

 

چه من به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام؛ولی درکارهایشان نگریسته ام،تا آنجا که،گویی خود

 

یکی ازآنان شده ام وبه پایمردی آنچه ازآنان به من رسیده،چنان است که پنداری ازآغازتاانجام

 

باآنان زیسته ام ودریافته ام که درکارها آنچه صافی و عاری از شایبه است،کدام است وآنچه

 

کدر وشایبه آمیزاست،کدام...))

 

براساس تحلیل بالا،حضوردر کربلا،یعنی حاضر شدن انسانها درهرزمان وهرمکان درعمق،

 

روح،حقیقت وظهور سنن حاکم الهی درزمین؛ یابه((هل من ناصر))الهی وخدایی نشأت گرفته

 

ازلسان ووجود خدایی انسان کامل ومعصوم،لبیک گفتن ویابه جبهه تجلی ندای شیطان ازحلقوم

 

ظلمانی یزیدی وابن زیادی،پاسخ دادن.

 

اگر ائمه معصومین علیهم السلام،شیعیان را به حضوردرمجلس احیای ذکرویادخود،تشویق

 

کرده اند واگر یادآوری واقعه کربلا،درمقاطع حساس،زمان ها ومکان های گوناگون اعم ازاعیاد

 

وعزاداریها،عرفه،قربان،قدر،غدیرویا مشاهد شریفه مکه،کربلا،مشهد،...توصیه شده؛در حقیقت

 

تبیین همیشگی سناریوی این نمایش الهی درطول تاریخ وهستی بشریت است،آن هم به قصد

 

حضور فعال انسان ها،برای بازیگری نقش الهی درماهیت حسینی،یا خدای ناکرده درنقش شیطانی

 

وروند کاذب ودروغین پوچی دنیا خواهی درماهیت یزیدی. اگر حسین علیه السلام وارث تمام انبیا

 

نه،بلکه وارث خون خدادرزمین وهمه زیبایی هاست،جبهه مقابلش نیز وارث همه پلیدی ها،

 

زشتی هاوشیطان است.

 

ادامه دارد....

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٦/۱/٢۱ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

حقیقت کل یوم عاشورا وکل أرض کربلا

 

قسمت چهارم

 

بعداز مقدمه به تبیین این حقیقت می پردازیم:

 

 

ازذوات مقدسه ائمه اطهار-علیهم السلام-،به خاطر عنایات بی کران وتفضلات بیانت هایشان

نسبت به ما گم کردگان گمشده ی وجود سپاسگذاریم که با همه ی روسیاهی وبی لیاقتی ما

به شأن خودنگریستندونه به اقتضای روسیاهی ما،بلکه به اقتضای زیبایی خود،برای ورود

 

به جامع ترین وزیباترین سفره الهی درزمین،به مااذن دخول دادند.انشاءالله دربهره برداری

ازاین مأدبه هم خودشان،روح وجانمان رایاری کنند

دراین مبحث قراراست به یاری خودشان این حقیقت را که درلفظ محدود(هرزمینی کربلا

وهرروزی عاشورا)جای گرفت،تبیین کنیم.

چراکربلابه  سطح کل زمین وسعت یافته،چراعشورا به وسعت وپهنای تمام زمانهاسفره ی

خویش گسترده است؟

آیا کل یوم عاشورا به معنی هرروزکشت وکشتار،هرروزظلم وستم است یانه بالعکس به

 

معنای هرروزدرعشق وایثار،وصل وایصال بودن می باشد؟آیا یعنی هرروزبه دنبال کثرت

ومقام وجاه بودن یابالعکس هرروز ازکثرات ونفس وهوی عبورکردن؟

آیا(کل یوم عاشوراوکل أرض کربلا)یعنی هرزمین برای سقوط یاهرزمین برای عروج؟یا

نه هرروزظلم هرروزمظلومی؟

آیا به معنی هرروزعروج وهرروزسقوط ویاهرروزعشق وهرروزدرلجن زاربودن است؟

آیاکل یوم عاشورا متعلق به زمانی خارج ازیوم وجودی انسان ومنظورازکل أرض کربلا

محدوده خارج ازوجودانسان است؟اگرنیست،ارتباطشان باهم چگونه است؟واگرهست به چه

منظوری است؟

کل یوم عاشوراوکل أرض کربلا یعنی،گذاشتن آئینه ی دوبُعدازابعادوجودی انسان دردوجلوه

ازجلوات خداونددرزمین ونشان دادن دوجبهه چیستی وهستی،کثرت ووحدت،نمودوبود،بقاو

فنا،زشتی وزیبایی،وجودوعدم،باورهاویقین ها،ظن هاوگمان ها،حقیقت هاوکذب ها،حق هاو

باطل ها،علم هاوجهل ها،رفاه زمینی وسعادت ابدی وزندگی دنیوی وحیات دینی.

جلوه مقام،جاه،شهرت،ثروت،کرامت،منزلت وسعادت است که درمقام جمعی درحقیقت کل یوم

عاشوراوکل أرض کربلا ودرتمام زمین ها ودرتمام روزها درآئینه ی کربلاوروزعاشورادردو

بُعد وجه اللهی ووجه الخلقی،به نمایش گذاشته شدوزمینیان وزمانیان درهرزمینی وهرزمانی،

تماشاگران این صحنه شدند؛اما نه به چشم،بلکه به وجودوحرکتی لحظه به لحظه.

اگرهرزمانی عاشوراست،انسان درحرکت لحظه به لحظه اش درصعودیاسقوط،می تواند هم

تماشاگروهم،بازیگرصحنه ای باشدکه حضرت حق تعالی ، در کربلا از نوع آدم زمینی و

"نمودهای"وجه الخلقی ونوع آدم آسمانی و"بودهای"وجه اللهی به نمایش گذاشت.صحنه ای که

همچنان دردیدگاه انسانها تاظهور حقیقی وحدت درکره زمین وحکومت وجه اللهیان وخداییان

ادامه دارد.

باچنین تبیین وتفسیری،به تأویل حقیقی واقعه کربلاوبازگشت به اصل کربلادرنمود دوجلوه از

جلوات موجودی به نام انسان می پردازیم.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٦/۱/۱٤ | ٤:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()