*بِسمِ اللهِ الّرَحمنِ الّرَحیمِ*

ادامه حدیث نورانیت:

 

خلاصه ای ازمباحث گذشته:

 

خطبه نورانیت خطاب به ابوذر وسلمان بود . که این دو اصحاب نزدیک واصحاب سّر حضرت

 

علی علیه السلام آمدند خدمت حضرت واز ایشان طلب مقام نورانیتشان را کردند . وحضرت

 

جریان نورانیتشان راباز کردند وسپس فرمودند :واجب است برهرمومنی که ولی خودش را

 

به نورانیت بشناسد .وبعداز بیان مطالبی فرمودند :هر کس در مسیر نورانیت و شناخت

 

نورانیت امامش حرکت نکند یا منافق است یاشاک(شک کننده دردین)است یا کافر .

 

وسپس حضرت فرمودند :حدیث ما صعب مستصعب است که به غیراز سه دسته کسی را

 

یارای رسیدن به این مقام ودرک آن نیست . در میان أنبیا باید رسل باشد و در میان

 

فرشتگان باید ملک مقرب باشد ودر میان انسانها باید مومنی باشد که قلبش به ایمان

 

امتحان شده باشد .

 

ادامه توضیحات درمورد مومن ممتحن :

 

المومِنُ مُمتَحَنُ : هُوَ الَّذی لا یریدُ أمرَنا إلَیهِ بِشَئ إلاّ شَرَحَ صَدرَ بِقَبولِهِ

 

حضرت فرمودند : مومن ممتحن آن مومنی است که از امر ما چیزی براو نمی آید مگر

 

اینکه باانشراح صدر قبول میکند .

 

توضیح مختصری درمورد انشراح صدر:

 

انشراح صدر فقط به این نیست که ازنظر اعتقادی قبول کنیم.هرچنددراین موردهم بعضی

 

قدرت پذیرش آنچه که در مقام نورانیت حضرت علی علیه السلام است را ندارند . ولی فقط

 

منظور این نیست . بلکه انشراح صدردرحقیقت آن چیزی است که هرچه درعالم اَ لَست

 

بالقوه گرفتیم بتوانیم اینجا در وجودمان کتابت کنیم وشرح کنیم  یعنی چه؟

 

یعنی از مجمل به تفصیل برسیم ،ازکلی به جزئی برسیم . شرح سینه یعنی همین . نه

 

اینکه عوام فکر می کنند دارای حلم و بردباری شدن وغیره... ، اصلا این نیست اینجا

 

صقع وجود باید کار کند .

 

درآن آیه ای که حضرت موسی در آن عنوان می کند :

 

ربِّ شرَح لی صَدری*وَیَسِّرلی أمری*وَحلُل عُقدَةَ مِن لِسانی*یَفقَهوا قولی*

 

(25 و26 و27 و28 ) طه

 

عقدةمِن لِسانی چه ربطی به انشراح صدر دارد . که تفاسیر صوری وظاهری گفتند حضرت

 

موسی (ع) در زبانش لکنت داشتند .

 

اصلا چنین چیزی نیست . خود حضرت موسی کلی خطبه وسخنرانی داشتند .

 

درآیه * اَلَم نَشرَح لَکَ صَدرَک* هم همیطور است .

 

چون به دنبال اَلَم نَشرَح لَکَ صَدرَک می فرماید : *وَوَضَعنا عَنکَ وِزرَک*الَّذی أنقَضَ

 

ظَهرَک* چه چیزی أنقَضَ ظَهرَک برای پیامبر (ص) بود ؟

 

باری که در وجودحمل می کرد . این بار را آمد انشراح داد وبه تفصیل کشاند .وظهور داد .

 

تاشد قرآن ، شد هدایت ، شد ولایت ، ودر حقیقت وزر و سنگینی آن برداشته شد . کدام

 

وزر ؟سنگینی بارولایت .چون رسالت ونبوّت سنگینی ندارد .این ولایت است که سنگین

 

است . ولایت خاصّه پیامبر واهلش .  

 

درحقیقت این کتابی که دفعتا برپیامبر نازل شده بود ولایت بود . چون اولین چیزی که

 

حق تعالی تجّلی کرد تجلی ولایتش بود .

 

همان بار ولایتی که در آیه 27 سوره أحزاب آمده است :

 

*إنّا أ رَضناَ الأمانَةَ عَلَی الّسَموتِ وَ الأرضِ وَالجِبال فَأبَینِ أن یَحمِلنَها وَ أشفَقنَ مِنها

 

وَ حَمَلَهاَ الإنسان إنَّهُ کانَ ظَلوُماً جَهوُ لاً*

 

مابار سنگینی راحامل هستیم . چه کسی تا به حال سنگینی این بار را احساس ودرک

 

کرده ؟تا ازخدا بخواهد آن را برایش سبک کند . پس انشراح صدر یعنی این . یعنی

 

آنچه را به نحو اجمال وکلی حامل آن هستیم ، آن رابه تفصیل و ظهور بکشانیم .

 

بنابراین حضرت می فرمایند : آن کسی مومن ممتحن است که بتواند بار امانتش

 

را ظهور بدهد . یعنی آن کلی رادر وجودش به شرح بکشاند ، بتواند دفتر وجودش را شرح

 

بدهد ، ظهور بدهد .

 

                                 ادامه دارد ......



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/۸/۱٤ | ۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

فضائل حضرت امیرالمونین علیه السلام:

حضوردرچهل مجلس:

 روایاتی که درباره حضرت امام علی علیه السلام واردشده این که وی دریک

شب ودریک وقت درچهل مجلس برای مهمانی حاضر می شده است.

دیدن نوروحی،شنیدن بوی نبوت:

حضرت وصی علیه السلام درخطبه نهج البلاغه فرمود:نوروحی ورسالت را

می بینم وبوی نبوت رااستشمام می کنم،ومن نفیرشیطان رابه هنگامی که

وحی برآن حضرت صل الله علیه وآله نازل شده بودشنیدم،پس عرضه داشتم ای

ای رسول خدا این نفیرچیست؟

فرمود:این شیطان است که ازعبادت خویش ناامید گردید.تومی شنوی آنچه

را من می شنوم ومی بینی آنچه را من می بینم،جزاین که تو  پیامبرنیستی،

ولیکن وزیری وتوبرخیری.

خطبه بی الف:

خطبه ای منسوب به امیرالمومنین امام علی علیه السلام است که چند صفحه

است وازاول تاآخرآن یک الف به کاربرده نشده است:

((قیل اجتمع أصحابُ محمدصل الله علیه وآله فتذاکروا أیُّ الحروف أدخل

فی الکلام؟وأجمعوا أنَّ الألف أکثردخولامن سائرالحروف،فقام أمیرالمومنین

علیه السلام وخطب بدیهة هذه الخطبة المونقة وهی:حمدتُ مَن عَظمت مِنّتُه،

وسَبَغَت نعمته،وسبقت غضبَه رحمتهُ))

یعنی:گویندتنی از یاران پیامبرگرد آمده بودند و سخن به میان آمد که کدام

حرف درگفتاربیشتربه کارمی رود؟

همگی گفتند:حرف الف.

پس امام علی علیه السلام برخاست واین خطبه شگفت بی الف رابی اندیشه

بگفت.

من ازمفصل این نکته مجملی گفتم

                                         توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل

پس ازاین کارها بگواستغفرالله:

شخصی درحضورحضرت وصی علیه السلام ازخداوند طلب غفران نموده

می گوید:أستغفرالله

امیرمومنان درپاسخ می فرمایند:

مادرت به عزایت بنشیند ، آیا میدانی که استغفار چیست؟ استغفار، مقام

والامرتبگان است.استغفار،نامی است که آن راشش معنا (وشرط)است:

اول پشیمانی برگذشته.

دوم تصمیم برآن که تاابد گردگناه نایی.

سوم آن که حقوق خلایق رابدانان بازدهی،چنانچه خداوند راملاقات کنی

بدون آن که حقی برگردنت باشد.

چهارم آن که هرعمل واجبی که ضایع کرده ای قضا وحقش راأداکنی.

پنجم گوشتی که درحرام بربدنت روییده،باسختی ناراحتی برگناهانت آب

کنی،چنانچه پوست به استخوان رسدوگوشتی تازه روید.

ششم به بدنت درد عبادت وطاعت رسانی،همچنان که شیرینی گناه بدان

رسانیده ای،پس چون چنین کردی،حال بگو:أستغفرالله.

 

                        فضائل وسیره چهارده معصوم درآثاراستاد حسن زاده آملی  

 

                                         * التماس دعا*



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/۸/۸ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()