ادامه حدیث نورانیت:

 

حضرت آیت الله جوادی آملی در یکی از کتابهایشان می فرمایند:

 

علی علیه السلام همتای قرآن کریم است واشراف برتمام کتب سلف

 

دارد.وبرتمام انبیاء واولیا اشراف ولوی دارد وولایت داردچون

 

همانطور که قبلا گفتیم علی علیه السلام روح همه هستی است.ولف

 

قرآن درعلی است.ونشرش می آیددر تنزیل یعنی کتاب مبین ظهور

 

پیدا می کند.

 

معرفت اوکه همانامِساس علمی با آن ذات مقدس است بی طهارت

 

میسر نخواهد بود زیرا قرآن وهرحقیقت دیگرکه معادل آن باشداز

 

تماس غیر طاهر مصون است(لایَمَسّهُ إلا المُطهَرون)واقعه79.

 

بنابراین معرفت نورانیت علی هم بی طهارت میسور احدی نیست.

 

وبرای اینکه تطهیر شویم باید جانمان را به دست علی بدهیم و از

 

آبشخور علی وضوی جان ودل راازعلی یاد بگیریم.تا به این وسیله

 

ناظر جمال علی دروجودباشیم.همانطورکه تطهیرراتحت عنوان

 

وضوازعلی یادگرفتم تاناظر تجلی علی درالفاظ باشیم وازطریق علم

 

راه پیداکنیم به قرآن درخواندنش درمفهومش ودرمعانیش.همانطورهم

 

باید برویم ازعلی وضوی درون رایادبگیرم.وتعلیم بگیرم رساله علی رادردرون. نه رساله علی رادرمکاتب زیدوعمر.بلکه رساله علی را

 

در قال علی یادبگیریم ووضوی درونی بگیریم تاشاهد جمال دل آرای

 

علی دروجودگردم.چون(لایَمَسُهُ إلاالمُطهَرون)علی راغیرازمطهرون

 

نمی توانندببینند.البته طهارت هم به اذن ودستوروروش خودعلی(ع)

 

بایدحاصل شود.

 

حضرت علامه جوادی آملی درکتابشون راه تطهیرراعنوان میکنند.

 

میفرمایند:گروهی معاصرحضرت امیرالمومنین(ع)بودند.واورااز

 

نزدیک دیدندیابعدازشهادت آن حضرت درسنت وسیرت اومطالعه

 

کردند.لیکن ازطهارت روح طرفی نبسته بودند.همه آنهااهل نظرو

 

نگاه بودندوهیچکدام ازآنان اهل بصرودیدن نبوده اند.ازاین روخداوند

 

درباره چنین افرادی به رسول اکرم(ص)فرموده است:

 

وإن تَدعُوهم إلی الهُدی لایَسمَعواوتراهُم یَنظرُونَ إلیک وهُم لایُبصرون.(اعراف198).

 

واگرآنهارابه هدایت فراخوانیدسخنانتان را نمی شنوندوآنهارامی بینی

 

به تونگاه می کنند امادرحقیقت نمی بینند.

 

بنابراین که امیرالمومنین(ع)همتای جهان آفرینش باشد.معرفت آن

 

حضرت(ع)نظیرشناخت جهان عینی دارای مراتب متنوع است.زیرا

 

مبنای معرفت برخی حس وتجربه احساسی است.مدارشناخت بعضی

 

تعقل وبرهان عقلی است وپایه ادراک گروه دیگرشهودوعرفان قلبی

 

است.

 

آنان که موجودهای عینی جهان آفرینش رابامبنای حس وتجارب

 

احساسی می شناسند.اساس معرفت علی بن ابیطالب(ع) رادربررسی

 

تاریخی جستجومی نمایند.وازعمق معارف عقلی آن حضرت محروم

 

هستند.

 

آنان که معارف جهان عینی رابابراهین عقلی می فهمند.با تحلیل

 

حکیمانه نهج البلاغه ودیگرآثارآن حضرت ازعمق دریای علم درحدِ

 

علم حصولی وشناخت مفهومی بهره مندمی گردندولی ازشهودعینی

 

آن حضرت بی نصیب هستند.

 

آنان که اسمای حسنای الهی رابامشاهدقلبی می یابندوباعین الیقین

 

آیات خداوندرامی نگرند.گرچه ازدیگران درمعرفت اسرارعلوی

 

کامیابند.لیکن ازاکتناهِ مقام علمی آن حضرت محروم خواهندبود.

 

 پس مابایدجایگاه خودمان رادررابطه باجهان عینی ودررابطه با

 

مراتب قرآنی.رتبه خودمان رابشناسیم.بعدتطبیق کنیم به شناخت علی

 

درمراتب وجودیمان تابفهمیم چقدرباعلی هستیم چقدرازعلی دوریم.

 

همین قیاس رادررابطه بامهدی(عج)بکنیم.چون اگرامام زمان بیایند

 

دیدگاه همگان به مهدی یکسان نخواهدبود.آیاهمه حقیقت مهدی را

 

خواهندشناخت؟آیاهمه جذب نورانیت جان مهدی خواهندشد؟خیر.

 

یاالله یارَحمانُ یارَحیم یامُقَلِبَ القلوُب ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک

 

                 این بحث همچنان ادامه دارد...



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٦/۳۱ | ٥:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

ادامه حدیث نورانیت:

 

طبق گفته های قبلی ادامه می دهیم. نشر پیچیده بشود می شود علی. واگر

 

لف منتشر شود می شود جهان کنونی. این تبادل وتعامل متقابل محصول

 

تطابق لف ونشر است.از این روحضرت درباره خود می فرمایند:

 

{ما للهِ آیَة أکبَرُ مِنّی}:برای خدا آیه ونشانه ای بزرگترازمن وجود ندارد.

 

این حدیث را حضرت برای این عنوان کردند که ماخوبیها رابشناسیم .

 

حضرت علی علیه السلام اگر فرمودند:ما لله أکبَرُ منّی.برای این است که

 

بگوید من جلوه تام ومظهراتم واکمل خداهستم.وخدابرترازمن نشانه ای ندارد

 

که مادنبالش برویم. چه کسی این راشنید؟فقط سلمان وابوذرومقدادوالسلام.

 

بقیه هم شنیدند تکفیرکردندوگفتندعلی باید کشته شود کفرمی گویدوشرک

 

میگویدوخودش راآیت اکبرخدا می داند.آنها این حدیث وخطبه نورانیت را

 

شنیدندولی نخواستندکسی اینها رابشنودتاعلی(ع)شناخته نشود.تامردم خداو

 

دنیاراباهم جمع کنند.تاجیب دنیاداران خالی نماندوشیطان هم بیکارنباشد.اگر

 

علی اینگونه شناخته شودکه امروز انشاءالله درجلوه مهدی(عج)خواهد بود

 

جیب دنیاداران بسته می شود.دست شیاطین ازاغوای مابسته میشود.

 

راز این آیت کبری بودن رابایددرمظهریت انسان کامل برای اسم اعظم الهی

 

جستجوکرد.البته همه معصومین همین مقام رادارندولی ما درمصداق علی

 

علیه السلام صحبت می کنیم.

 

اثراین هماهنگی انسان کامل وجهان را می توان درعلم غیب انسان کامل به

 

آنچه درجهان می گذرد ونیز تأثیراورادرجهان به اذن خدامشاهده کرد.علی

 

علیه السلام به تمام زوایای وجودی ما اشراف دارد.همانطورکه روح ما

 

به تمام زوایای اعضای ما اشراف وجودی دارد.

 

علی علیه السلام همیشه تکویناً باماهست{بِنَفسی أنتَ مِن مُغیَّبٍ لم یَخلُ مِنّا}

 

ما می توانیم با علی باشیم می توانیم نباشیم.اگرنباشیم مسیر استکمالی را طی

 

نمی کنیم.اگرباشیم روبه کمال میرویم.

 

اگرمااین حقیقت رابچشیم هرگزنمی توانیم خلاف علی(ع)حرکت کنیم.وقتی

 

چشیدیم دیگرمانیستیم که میبینیم او می بیند.مانیستیم که میرویم اومی رود.ما

 

نمی گوییم اومی گوید.آیادراین صورت غیرازعصمت ازماسرمیزند؟

 

اگرازماعصمت صادرنمیشودومدام خطاوگناه صادرمیشود چون ماباعلی

 

نیستیم.درصورتی که اوهرگز ازماجدانیست ولی مامیتوانیم خودراازاوجدا

 

کنیم. چطورمی شود؟این طورکه درتکوین باماهست ولی درتشریع من

 

می توانم بگویم برو کنار می خواهم خودم باشم.ولی چون اوازما جدا نیست

 

وقتی ماباخودبینی ازاوجدا میشویم بسیاراورا میرنجانیم.

 

وقتی مااین حدیث را بخوبی بشناسیم درست متوجه می شویم که وقتی در

 

روایات داریم هرگاه ما گناه می کنیم حضرت مهدی(عج)گریه می کنند و

 

برای ما غصه می خورند یعنی چه؟پس اگرمابگوییم بروکناراوکنارنمیرود

 

بلکه می نشیند وبرای ماگریه می کنند که راه برای من بازشود تاحجت برمن

 

تمام شود وقتی حجت تمام شدودیدمن استعداد رفتن دراین مسیر را ندارم

 

آنگاه می گوید برو ومی شود{صمٌ بکمٌ عمیٌ فهُم لایَرجِعون}

 

اگر می بینید که مافرصتی داریم که وازقلبمان رد نکنیم به سبب این است که

 

مااوراکنارزدیم اورفت وبرایمان گریه کرد.وگرنه قلب ما این معارف راقبول

 

نمی کرد چون این معارف راهردلی قبول نمی کند.هرجا که ماخوستیم بر

 

اساس هوای نفس عمل کنیم وگفتیم مهدی بروکنارنرفت بلکه نشست گریه

 

کرددروجودمان. تاسقوط نکنیم تاما یکپارچه تمام قوایمان ازبین نرودوگرنه

 

مابااین همه گناه نمی توانستیم حیات معنوی داشته باشیم .اگرالان ماحیات

 

معنوی داریم بخاطراین است که ماراندیم ولی اونرفت وماند ودروجودما

 

کارکردوجبران کرده وبه درگاه خدا دست بالا برده وماراشفاعت کرده تاما

 

این معارف را بپذیریم وگرنه نمی توانستیم این معارف راقبول کنیم .خیلیها

 

ازاین معارف بیزارند .      التماس دعا

 

                          این بحث ادامه دارد....

 

 

 

 

 

فرارسیدن نیمه شعبان میلاد امام زمان (عج)راتبریک می گویم.

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٦/۱٢ | ۳:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

ادامه حدیث نورانیت:

خَلقکمُ الله أنوارا فجَعَلکم بعَرشِهِ مُحدِقین:

آنها(ائمه)حقایقی هستند که به عرش خداکه قلبهای من وشماست آویزانند.

 

به قلب ما محدقند.یعنی آویزان هستند.قلب کجاست؟ مرکزحیات. به مرکز

 

حیات ما وصلند.چقدرازحیات کاذب می گیریم.وازآن انواری که به عرش

 

ما محدق هستند حیات صادق نمی گیریم.به قدری حیات کاذب ازغیرگرفتیم

 

چون فکر کردیم حیات صادق است.فکرکردیم باآن میتوانیم حرکت کنیم.اما

 

چه شد؟روزبه روزکری وکوری وگنگی وتحیرمابیشترشدهمه چیزبه شناخت

 

است تو شناخت کامل داشته باش هیچ کاری نکن.فقط واجبات راانجام بده

 

ولی بینش خودت رادرست کن موحدانه کن.

 

ماازکثرت عبادات عابدکم نداریم.درکثرت علم عالم کم  نداریم  . در کثرت

 

مستحبات کسانی که اهل مستحبات هستند کم نداریم آنچه که کم داریم در

 

ناحیه بینش توحیدی است.هم کم داریم هم کم می گیریم هم کم استعداد دریافت

 

آنرا داریم.

 

لف ماکجاست؟روحمان. نشرماکجاست؟اعضاءوجوارح ما. ارتباط لف ونشر

 

این است که نشربه تبع لف حرکت می کند.اگرملفوف نباشدمنشورهم نیست.

 

پس اگر هستی منشورشده ورای نشرش وتمام ذرات ورای نشرشان لف

 

دارند.وهستی به تبع لف مسیر استکمالیش را خیلی قشنگ طی میکند.

 

والشمس تَجری لِمُستَقرّ لها .یک لحظه ما ندیدیم ونخواهیم دیدکه شمس از

 

جایگاه خودش خارج شود.محال است ببینیم .تازمانی که روح ملفوف داردآن

 

راپیش می برد.وبراساس آن روح ولایت علی(ع)درعالم نشرشان هماهنگ

 

بالفشان حرکت می کنند.به جز انسان که دراین امراختیاردارد.البته انسان در

 

تکوین درلفش حرکت می کندوباروح ملفوفش مدام منشورمیشود.ولی در

 

مسیراختیارش کارراخراب کرده.فکر کرده که بدون ملفوف می تواند انتشار

 

داشته باشد.  علی بن ابیطالب علیه السلام آنچه راکه درعالم کثرت منشور

 

است به نحووحدت دارد.یعنی علی(ع)روحی است که تمام هستی جسداوست

 

جسدهم به علی کارمیکند به اذن حق تعالی.

 

هماهنگی این لف ونشرهم پیام خاصی دارد وآن اینکه وجودهای طبیعی و

 

مثالی وعقلی والهی همگی درطول هم هستند.هیچکدام ازاین چهارعالم از

 

هم جدانیستند .همگی دریک واحد طولی باهم هستند.منقطع ازهم نیستند.

 

آسمان وزمین ولایت رادرمسیرتشریعی نتوانستند حمل کنند.چون عاقلتراز

 

انسان ظلوم جهول بودند.پس هرچهارنشرعلی راحمل کرد.یعنی استعداد

 

پیداکرد.ویعنی خواست وطلب کرد.اماآن ظلوم وجهولی آن نمیگذارد . لذا

 

می بینیم اشیاءدیگر قشنگتر بااین ملفوفشان درحال حرکت هستند.اماانسان با

 

دست خودش علی(ع)رامیکشد.برای همین اولی ودومی(لعنةالله علیه)

 

ضلالتشان ازتمام موجودت بدتراست.آنها وبه تبعشان مَن شایَعت وتابعت

 

ظلمتشان بدترازپست ترین موجودات هستندوجهنمشان ازهرجهنمی بدتر

 

است .ماهم به هراندازه ای که ازاین روح فعال دروجودجداشویم ضلالتمان

 

ازهر ضلالتی بیشتر می شود.

 

پس وجودهای طبیعی ومثالی وعقلی والهی همتای مراحل چهارگانه وجود

 

این عبد محض وبااخلاص خداونداست.به صورتی که اگر کل نظام تکوین

 

به صورت انسان ممثل گردد علی خواهدبود.واگرحقیقت انسان کامل که

 

علی بن ابیطالب(ع)است به صورت جهان عینی متبلورشود جهان کنونی

 

خواهدبود.پس دیگرمتوجه می شویم که لولا علیٌ لما خَلقتُ ألأفلاک.

 

                این بحث همچنان ادامه دارد......

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٦/٢ | ۱:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()