ادامه حدیث نورانیت:

 

   آنچه درنظام آفرینش به طور کثرت نشر پیدا کرده در حقیقتِ علی بن ابیطالب علیه السلام به طور وحدت ملفوف

 

است.

 

توضیحی درمورد لف ونشر:

 

 

 

     وقتی ما می گوییم.یا می بینیم.یاحرکت میکنیم .همه اینها در روح ما ملفوف است.پیچیده است ودرروح یکی

 

هست که بصورت دیدن وشنیدن وگفتن در خارج نشر پیدامی کند وقتی نشر پیدا کرد دیگر وحدت نداردوشده کثرت

 

یعنی گفتن وشنیدن وحرکت کردن ازهم جدا شده وهرکدام ازاینها درخارج تعینهای خاصی پیدا کرده .آیا چون گفتن

 

وشنیدن جدا هستند ما هم دونفر هستیم که یکی بگوید ویکی بشنود ؟خیر. این نشان می دهد من براین کثرات به نحو

 

وحدت حکومت میکنم .آیا اگر من بروم کنار این کثرات نمودی دارند ؟آیا تأثیری دارند ؟نه ندارند.بنابراین اگر من

 

درشعاع نشر خودم دچار کثرت میشوم ودروحدت لف خودم همه آن کثرات را بصورت ملفوف دارا هستم .درنشر

 

هم من ِ ملفوف با کثراتم که در خارج از من نشر پیدا کرده(بصورت گفتن وشنیدن و....) یکی هستم .بقدری یکی

 

هستم که اگرمن ملفوف خودم کنار بکشم به یکباره تمام این کثرات ازکار می افتد. نه اینکه چشمم کار کند وگوشم

 

از کاربیفتد .چون روح من که همان ملفوف است ودراعضا نشر پیدا کرده اگر کنار برود همه اعضاء ازکار میفتد

 

وفاسد میشود .باوجود اینکه بصورت ظاهری هر کدام ازاعضاء برای خودشان کار میکنند.واینقدر این کثرات جدا

 

هستند که اصلا نمی توانیم فکرکنیم که اینها از یک منبع وازیک آبشخور آب می خورند.وما برای هر کدام استقلال

 

قائل هستیم واصلا فکر نمی کنیم که اگر گوش ازکار افتاد چشم هم ازکار می افتد .در صورتی که همه این کثرات

 

ومنشورات حقیقتی را به صورت ملفوف در صقع خودش دارند بنام من . که اگر این من کنار برود  دیگر  آنها

 

نمی تواننددر مسیر صحیح خودشون حرکت کنند.ممکن است معدوم نشودو حرکت کنند ولی درجهت فسادوانحراف

 

حرکت می کنند ولی از بین نمی رود چون وقتی روح برود جسدکه معدوم نمیشود حرکت میکند ولی  در  جهت

 

برگشت .میشود خاک ودوباره میشود گیاه وحیوان ومیشود انسان. حالا با این مثال :

 

تمام هستی .زمین .آسمان.خورشید.ماه .خشکی.دریا.جماد.نبات.انسان وهمه اعضاءوجوارح منشورات یک روحند

 

بنام علی .

 

زمین وآسمانآثار خاص خودشان را دارند حالا این روح برود کنار. همه اینها ازکار می افتد.ما هم جمادیم.هم نباتیم

 

هم حیوانیم.وهم انسانیم درهر چهار مرحله وجودی اعضاء وجوارح یک روح هستیم وآیا با این دیدگاه می توانیم

 

خودمان را از امام جدا بدانیم .

 

اگر از امام جدا باشیم وخود راجدا کنیم دیگر مسیر کمالی راطی کنیم.چشمش باز است ولی نمی بینیم .گوشش باز

 

است ولی نمی شنویم.این شناخت میشود شناخت امام به نورانیت .

 

حضرت علی درولایتش در مسیر تشریع ما را کامل می کندواگر مااین روح را از خودمان جدا کنیم .ازمسیر

 

کمال منحرف میشویم ولی اگر بااین روح حرکت کنیم .هرگز نمی میریم چون .هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد

 

به عشق .کدام عشق؟نورانیت علی (ع).

 

چنین شخصی هرگز نمی میرد چون روحش همیشه فعال است .آنکه علی (ع)رابه نورانیت شناخت مرگ ندارد.

 

وقتی مرگ ندارد.یعنی در یک مرحله نمی ماند ومدام رشد میکند.وهمیشه زنده است.

 

 

                               این بحث ادامه دارد...

 

 

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٤/٢٩ | ٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

رهگذر

ولادت بانوی بزرگواراسلام حضرت فاطمه سلام الله علیهاراتبریک میگویم.

احادیثی از لسان نورانی حضرت زهرا (س):

1.مردی نابینا از حضرت فاطمه(س)اذن دخول خواست که داخل شود .

فاطمه(س)خودراازاو مستور کرد .پیغمبر خدا(ص) به فاطمه(س)فرمودند:به چه

سبب خودرا مستور کردی وحال این که این مرد نابینا تورا نمی بیند .

حضرت زهرا(س)پاسخ داد اگر او مرا نمی بیند .من اورا می نگرم واگرچه

او نمی بیند اما بوی زن را استشمام میکند .رسول خدا پس از شنیدن

سخنان دخترش فرمود:شهادت می دهم که تو پاره تن منی.

2 .پروردگارا بزرگا.به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی وبه گریه های حسن

و حسین درفراق من.ازتو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان

فرزندان مرا ببخشایی.

3 .آنچه برای زنان نیکوست این است که (بدون ضرورت)مردنامحرم را

نبینند ونامحرمان نیز آنهارا ننگرند.

4.آن لحظه ای که زن در خانه خود می ماند(وبه امور زندگی وتربیت

فرزند می پردازد) به خدا نزدیکتر است.

5 .آنگاه که در روز قیامت برانگیخته شوم از گناهکاران امت پیامبر(ص)

شفاعت خواهم کرد .

6.اگر به آنچه به شما امر میکنیم عمل می کنی واز آنچه شمارا برحذر

می داریم دوری می کنی از شیعیان ما میباشی . والا هرگز .



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٤/٢۳ | ٥:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

ادامه حدیث نورانیت:

ادامه توضیح وشرح مومنی که قلبش به ایمان امتحان شده:

اگر درمعنی با علی حرکت کنیم هر کدام ازما می توانیم یک امت باشیم.بااین روش

دیگر سر هرسفره ای نمی نشینیم. خیلی زیباست که انسان بجایی برسد که ازسفره

خودش تغذیه کند.آن هم فقط زمانی که قلب ما قلب باشد. چون اگر قلب ما آن قلب

ممتحن شد دیگر ما به چیزی احتیاج نداریم ومی توانیم بدون وسایط خارجی به کمال

برسیم.البته ما بی واسطه هرگز به خدا راه نداریم ولی بدون وسایط خارجی میتوانیم.

چون ولایت واسطه درونی است وبایدازاین طریق حرکت کنیم .فقط ائمه بدون واسطه

هستند.ومااگر ازاین وسایط درونی استفاده کنیم دیگر آفات خارجی مارا تهدید نمی کند.

ذات خدا وصفات ذاتی خدا منطقه ممنوعه است واحدی به آن راه ندارد ولی میتوانیم

ازطریق اسماء حرکت کنیم.ماباید مظهر اسماءالهی شویم.هرکس باید براساس استعداد

وجودیش مظهراسماءالهی شود.

ما می توانیم نسبت به حضرت علی(ع) شناخت حصولی پیداکنیم .ولی ازآنجایی که

شناخت حصولی همیشه مقدمه شناخت حضوری است مانباید شناخت حصولی را

برای خودمان ارزش بدانیم. بلکه اگراین علم حصولی رامقدمه ای بدانیم برای علم

حضوری بسیار مطلوب است ومارا حرکت می دهد. اما اگر خدایی نکرده برای علم

حصولی استقلال قائل شویم واین راارزش بدانیم فقط باعث میشود انسان دچار کبرو

غرور شود در نتیجه میشود حجاب اکبر یا یحمل اسفارا.

اگر این مقدمه رااصل بدانیم هرگز به دنبال مقصد حرکت نمی کنیم.

پس اگر این مطالب را درمورد حدیث نورانیت بیان می کنیم صرفا مقدمه ای است که

بااین مقدمه بتوانیم قلب وجان خودمان رادرپرتواین مقدمه قرار دهیم تاحرکت کند و

در وجودمان با علم حضوری وشهودی درشناخت نورانیت حضرت (ع) حرکت کنیم.

بنابراین حضرت می فرمایند:اگرایشان را درنورانیت نشناسید مومن نیستیدیاکافریدیا

مشرک ومنافقید یا شک کننده در دینتان هستید.

به دلیل آن میسری که انسان درسیر نزول طی کرده وحجب را به تبع وجودمتحمل

شده ودر عین حال که وجود حامل اسماءالهی است وچون انتظار میرود حجب نورانی

وظلمانی هم به تبع آن وجودالهی ایجاد شود .درسیر صعودی هیچ چاره ای نداریم جز

اینکه همگام وهمراه با ولی در وجود حرکت کنیم .

درحقیقت حضرت درحدیث نورانیت به این رمز اشاره می کند که اگرامام رادرخارج

بشناسیم وبخواهیم درخارج باامام حرکت کنیم درمسیرکفروشک وتردیدونفاق می افتیم

چنانچه مامی بینیم همین مسئله ازصدراسلام اتفاق افتاده.

درصدراسلام خیلیها بودندکه امامت علی راقبول داشتندوحتی دربرهه های بسیار

خطرناکی باحضرت علی(ع)درخارج حرکت کردندولی آنجاکه مسئله حرکت دردرون

وتسلیم وسلم وتعبد درونی درمسیر نورانیت امام پیش آمد می بینیم که اکثرا شکست

خوردندوبرگشتندوشدند خوارج.

درحقیقت خوارج کسانی بودندکه همراه حضرت علی(ع) می جنگیدندومعاویه راقبول

نداشتندوفقط علی میخواستندوانصافا هم با علی همراه بودندودرمقطع گوناگون همگام

باعلی می جنگیدندوحتی کشته دادند.تارسیدبه جنگ صفین .که دراین جنگ آن ولایتی

که باید دروجودشان کار میکردکارنکردوموفق نشدند ونتوانستند علی رادرتمام عوالم

وجودیشان قبول کنند.پس مقام نورانیت.یافتن پیشوا وراهبرویافتن ولی درجان ووجود

است که بتوانیم درمقاطع گوناگون درست عمل کنیم .چون درزندگی به شکلهای

گوناگون باید ازامتحانهای مختلفی عبور کنیم تابتوانیم ازاین طریق ایمان خودراحفظ

کنیم.

تاانسان دردرون خودش به نورانیت امام وصل نشود نمی تواند درست حرکت کندچون

اینقدر دست شیطان بازاست که درخارج دردین شبهه ایجاد کندوبتواند بنام دین متدینین

ومتشرعین راازدایره ولایت خارج کند.

پس ماتا دردرون یک پایه قوی نداشته باشیم که ماراتغذیه کندهرگز نمی توانیم درست

حرکت کنیم.

                                    این بحث همچنان ادامه دارد . . . .



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٤/۱٩ | ٥:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

ادامه حدیث نورانیت:

حضرت در ادامه حدیث این آیه را قرائت میکنند:(آیه 5 سوره بینه)

و ما امروا الا لیعبدالله مخلصین له الدین حنفاء ویقیموا الصلوة ویوتوا الزکوة

وذلک دین القیمه

ومی فرمایند:این آیه به ولایت من برمیگردد که ولایت من همان شناخت نورانیت است. و بعد

می فرمایند:اقامه ولایت من صعب مستصعب است که آن را حمل نمی کند مگر ملک مقرب

یا نبی مرسل یا مومنی که قلبش به ایمان امتحان شده باشد.

برای طلحه وزبیر هم بسیار سنگین بود .چون این ولایت را تا حکومت علی (ع) حمل کردند البته به

صورت وظاهر وبعد نتوانستند.

اقامه ولایت هم باید اول در وجود انجام بگیرد . برای همین الاعمال بالنیات است.ما برای انجام

عبادات اول نیت میکنیم بعد انوارش در خارج نمود پیدا میکند .

در مورد این سه گروه که این حدیث را میتوانند حمل کنندواقامه کنند:

چون هر ملکی تاب علی (ع) راندارد . آنهایی که تاب علی(ع)راداشتند که پیغمبر را در معراج دیده بودند

البته ملک مقرب از انسان بما هو انسان پایینتر است واستعدادما بیشتراز ملک مقرب است در مورد

نبی مرسل هم همه انبیا نتوانستند ولایت علی (ع) را بپذیرند . ونمی توانند اقامه ولایت کنند .

در مورد مومن هم همینطور :نباید فقط محب باشیم .حتی سنی ها هم از علی (ع)تعریف میکنند ولی در

دلشان ننشسته.

مومنی که قلبش امتحان شده باشد آنچنان درونش به یقین رسیده که اگر تمام دنیا بیایند وجلویش را

بگیرند محکم بایستد ودست از این نعمت بزرگ برنمی دارد حتی اگر تک وتنها وگوشه گیر شود وحتی

آبرو ونام ونشانی هم برایش نماند محکم می ایستد .چون او با دلش زنده است وبا دلش حرکت

میکند .

اگر مومن حمل نکند این ولایت را زندگیش حیوانی می شود وممکن است با حیوانات وارد بهشت

حیوانی شود .وقتی در بهشت حیوانی بود نه لذت لقاء را می چشد نه لذت ولایت رامی چشد ونه لذت

انسانیت را می چشد درعین حال بهشتی هم هست. ولی ادراک انسانیت را ندارد وادراک لقاء وخدا

راندارد .ولی آیا این بهشت حیوانی در شان انسان کامل است .ما باید بهشت انسانی بخواهیم که

آن لقاء است .اگر به لقاء رسیدی به بهشت انسانی هم رسیدی واین هم برای هر قلبی نیست.

ادامه حدیث: گفتیم یا امیر المومنین مومنی که قلبش باید ممتحن باشد حد نهیایتش چیست؟

فرمودند:ای سلمان وای ابوذر :مومنی که قلبش ممتحن است یعنی مومنی که صفت امتحان را

درقلبش دارد وآن مومنی است که هر چه از ما می گیرد انشراح می دهد .یعنی اگر از امر ما چیزی

بر او وارد شود می پذیرد و همینکه وارد شد انشراح صدر می گیرد وبزرگ می شود . سعه می گیرد .

وقوی میشود واصلا شک وارتیاب در او راه ندارد .

                                   واین بحث ادامه دارد . . .



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٤/۱۳ | ٥:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 

ادامه حدیث شناخت علی علیه السلام درنورانیت:

همانطور که قبلا گفتیم وقتی شیعه دراین دژمحکم قرار بگیرد امکان ندارد در تشخیص دچار اشتباه شود

واگر در این دژ قرار نگیریم فردا بسیار حسرت می خوریم چون یک همچین جایگاهی داشتیم واز آن

بهره نبردیم . حتی برای توجیه هیچ بهانه ای نداریم . چون به ما می گویند این جایگاه واین دژ محکم

بصورت فطری در جانمان بوده .

هیچ عذری نداریم که بتوانیم عدم استفاده ازاین دژ را توجیه کنیم .در نتیجه فریاد یا حسرتنا علی ما

فرطنا فی جنب الله را سر می دهیم.

درحدیث داریم که امام(ع)فرمودند : انا جنب الله یعنی من جنب خدایم که در من حسرت خواهید

برد . فقط هم این حسرت را مومنین می خورند چون بقیه اصلا این سرمایه را ندارند که حسرت بخورند .

بنابراین بنا به گفته حدیث از  اوجب واجبات است برای هر مومنی که امام رادر نورانیت بشناسد .

ابوذر و سلمان از جمله کسانی هستند که با علی (ع) نفس می کشیدندوزندگی می کردند ولی علی

علیه السلام را در نورانیت نشناختند .وبرای همین وقتی نزد حضرت رفتند واین سوال را مطرح کردند

حضرت آنها را تحسین کردند و طرح این سوال را نشانه داشتن تعهد در دین دانستند .

پس اگر علی علیه السلام رادر نورانیت نشناسیم در هر میدانی دچار اشتباه می شویم و مرتب خطا

می کینم ودرنهایت وارد گناه ومعصیت می شویم.

درحدیث:ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

امن من عذابی یعنی دوری از گناه ومعصیت

پس ولایت علی (ع)باید امروز حصن حصین من با شد تا امن من عذابی را به دنبال داشته باشد .

اگر علی را در نورانیت بشناسیم محال است بگذارد خطا کنیم.واگر من در میدانی از عمل دچار تشخیص

نادرست شدم چون این نورانیت در قلبم ودر وجودم هست اگر بخواهم وارد یک گناه شوم فورا دست مرا

گرفته و مانع من در انجام گناه می شود وباعث می شود آن به آن به یقین ونورانیت من اضافه شود

وراه را در هر میدانی درست تشخیص دهم.

امام (ع) می فرمایند:شناخت خدا شناخت من به نورانیت است.در حقیقت خدا وعلی دو روی یک

سکه هستندکه یک روی سکه روی دیگر سکه را نشان میدهد.

اینقدر خدا وعلی یکی شدند واینقدر علی در خدا فانی شده که شناخت علی به نورانیت برابر است با

شناخت خدا وشناخت خدا برابر است با شناخت علی به نورا نیت .ونتیجه این شناخت می شود دین

خالص. پس دین خالص علی علیه السلام است به نورانیت.

قسم میخورم اگر علی (ع)را شناختی آن هم به نورانیت دیگر تمام است.چون علی عین دین است

عین تکوین است عین تشریع است.

درحقیقت علی (ع) از عرش پایین آمده شده الفاظ قرآن .پس تمام الفاظ قرآن علیست.واگر الفاظ

قرآن را از حیطه لفظ وماده بگذارنیم وبه عرش ببریم علی را می بینیم.(انا قرآن ناطق)

اگر بخواهیم درتعین خارجی دنبال علی (ع) بگردیم میشود کل جهان .

بدون شناخت نورانیت ما دیندار هستیم ولی دینمان ناقص است.پس شک کننده در دین می شویم

وراه نجاتی نداریم.ولی اگر علی (ع) رابه نورانیت بشناسیم دارای یقین قلبی میشویم و وقتی یقین

پیدا کردیم مطمئنا اهل نجات هستیم.

بنابراین اگر شنیدیم فقط شیعه اهل نجات است درست شنیدیم چون دین خالص وکامل فقط برای

شیعه است.البته شیعه واقعی.

                             این بحث ادامه دارد . . .

گفت زهرا یا علی هنگام ترک منزل است

                                      گفت مولا زندگی بی تو برایم مشکل است

گفت زهرا غصه من درد مظلومی توست

                                      گفت مولا داغ تو ویرانی باغ دل است

گفت زهرا بعد من تاریک گردد محفلت

                                      گفت مولا اشک زینب چلچراغ محفل است

گفت زهرا گریه کن بهرم که من مظلومه ام

                                      گفت مولاچشم من دریاولی بی ساحل است

گفت زهرا بعد من جان تووجان حسین

                                      گفت مولالطف زینب حال اوراشامل است

گفت زهرا ازحسن از کوچه وسیلی مپرس

                                      گفت مولا شرح آن پیدازچشم قاتل است

گفت زهرا کن حلالم یا علی من میروم

                                       گفت مولاغربتم بارفتن تو کامل است

گفت زهرا آرزوی دیگرم جزمرگ نیست

                                       گفت مولابیشترازتو دل من مایل است

گفت زهرا غم مخور مهدی بگیرد دادمن

                                       گفت مولا خرمن عمر مرااو حاصل است

ژولیده نیشابوری

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٥/٤/۸ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()