|
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
آبان ۸۸
تیر ۸٧ فروردین ۸٧ بهمن ۸٦ دی ۸٦ شهریور ۸٦ تیر ۸٦ خرداد ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پایگاه ایه الله خامنه ای
پایگاه ایه الله مصباح یزدی سرزمین نور عروج یک فرشته گدايان فاطمه دختر آسمان پايگاه اينترنتی حضرت زينب(س) تاريخ اسلام سايت صبح سايتهای مذهبی گالری محبان امام زمان نهج البلاغه فضائل اهل بیت علیهم السلام امام خامنه ای سهم اباذر حرفی از هزاران موسسه تحقیقاتی اسراء موسسه علمی فرهنگی نجم الدین شیخ حسین انصاریان اقای قرائتی اینجا نجف است صفحات انتظار در فراق گل نرگس یا فاطمةالزهرا(س) نجوا مکيال درمان با قرآن متقين احمدک اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
ماوراء313
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از انکه جلوه ام پیدا شود رخ نمایم تا دلی شیدا شود گفتم اهنگی دمادم می کنم بزم عشق خود فراهم میکنم جلوه ای بنمودم از ذات خودم تا نمایم رخ به مرآت خودم امد انکه بر رخم ایینه بود اوکه عشقش از ازل دیرینه بود اولین نامی که ازمن شد جلی جلوه زیبای ذاتم شد علی در خودم جویای نام خود شدم عاشق خودگشتم وروی خودم عاشقش گشتم به عشق بسجری در خودم بی خود شدم گفتم علی گفتم اندم اول واخر منم ان وجود باطن و ظاهر منم نوربی همتایم و فرد احد عالم هستی زمن خواهد مدد بر تمام خلق عالم خالقم لاجرم هرذره باشد عاشقم السلام ومومن وهم فاطرم من همیشه در دو عالم حاضرم هر چه من گفتم علی تکرارکرد جزخدایی را که خود انکار کرد انچنان بر عشق اوگشتم اسیر گوییا هستم مطیع واو امیر قصد خلق عالمی دارم کنون تا کنم ایجاد ما کانوا یکون چونکه دست من به دست او رسید یاعلی گفتم جهان امد پدید او یدالله است ومن الله او هردو عالم مست روی ماه او گشته وجه الله اعظم خال او محور عشق و جهان دنبال او عهد بستم در جهان غوغا کنم عشق اورا بر همه افشاء کنم عالم هستی شود میخانه اش او شود شمع وجهان پروانه اش انزمان بگذشت وعهدم شد وفا دست اودادم به دست مصطفی جلوه ای زیبا نمودم در غدیر نغمه ای زیبا سرودم در غدیر انچه در ظاهر صدای مصطفاست درحقیقت ان خدای مصطفاست خودنداکردم به اوای جلی هرکه من مولای اویم یا علی مرتضی باشدهمه معنای دین ازازل بوده امیرالمومنین کنت مولاگفتم وهذا علی عشق من شد برهمه مولاعلی اوخودش حکم مراامضا نمود ازتمام اهل عالم دل ربود هرکه باذکر علی مستانه است بی نیازازمنت میخانه است هستی دل را به غارت می برد هردلی را در اسارت می برد این کلام امد کنون حسن ختام حرف حق باشدهمین ووالسلام ان نگاری کزازل رخ می نمود جز علی عالی اعلی نبود
«دل نوشته» بنام خدای علی سلام بر مولای ما امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیه السلام که دارای فضائل سابق و مناقب است.
بزرگ و بزگوار و درهم شکنندهی سپاه و لشکرهای نیرومند و شجاعان قویپنجه و قدرتهای محکم.
ساقی اهل ایمان است با جام شراب طهور از حوض کوثر رسول مقتدر امین.
سلام بر صاحب عقل کامل و فضائل و نعم و مکارم و عطایای الهیه.
سلام بر فارِسِ ایمان و شیر موحدان و قاتل مشرکان و وصی رسول خدای جهانیان.
سلام بر تو ای امیر اهل ایمان.
سلام بر تو چشم بینای حق و دست مبسوط و مقتدر خدا.
سلام بر قسمت کنندهی بهشت و جهنم.
سلام بر درخت طوبی و سدره المنتهی.
سلام بر اسم نیکوی خدا.
سلام بر تو ای اصل پاکان عالم.
سلام بر آنکه تولدش در خانهی کعبه و عقد و ازدواجش در آسمان بود.
سلام بر شیر خدا در هنگام جنگ.
سلام بر آنکه مکه و مِنا بواسطهی او شرافت یافت.
سلام بر صاحب حوض و حامل لوای شفاعت.
سلام بر آنکه بر جای پیامبر خفت و جانش را فدای پیغمبر خدا برای حفظ او از دشمنان کرد.
سلام بر آنکه درِ خیبر را با آن عظمت برکند و آن را در فضا نگهداشت.
سلام بر آنکه علم تأویل محکم و متشابه کتاب خدا نزد اوست.
سلام بر پدر ائمهی اطهار، سلام بر راه و صراط مستقیم خدا.
سلام بر آنکه در کتب آسمانی تورات و انجیل و قرآن حکیم نعت و ثنایش مذکور است.
بارالها! همیشه چه در حیات و چه در ممات، که علی امیر اهل ایمان است و حسن و حسین و علیبن الحسین و محمدبنعلی و جعفربن محمد و موسیبن جعفر و علیبن موسی و محمدبن علی و علیبن محمد و حسنبن علی و حجهبن الحسن صلوات الله علیهم اجمعین امامن من هستند و نیز گواهی میدهم که هرکس با آنان به جنگ و قتال برخیزد مشرک است و کسی که با زبان رد کند در پست ترین طبقات جهنم است. و نیز گواهی میدهم که هرکس با آنها به جنگ برخیزد او از دشمنان ما و ما از او بیزاریم، و البته او حزب شیطان است. پروردگارا! پس مرا با امامانم محشور فرما و دلهای ما را مطیع و خاضع در اطاعت و قبول نصیحتشان و محب و تسلیم اوامرشان گردان.
آمین.
*بسم الله الرحمن الرحیم* {احادیثی از فضائل حضرت علی علیه السلام} 1-مفضل بن عمر گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که به اصحابش می فرمود: هر که خنکی و لذت دوستی ما را بر قلب خود احساس کند باید مادرش را فراوان دعا کند که او به پدرش خیانت نورزیده است[1]. 2- حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم به جماعتی از اصحابخود فرمودند: خداوند تعالی برای برادر من علی فضائلی برون از حدّ وشماره قرار داده، هر کس یک فضیلت از فضائل او را ذکر کند و به آناعتراف و اقرار داشته باشد خداوند تمام گناهان گذشته دور و نزدیکاو را میآمرزدو هر کس فضیلتی از فضائل علی بن ابیطالب را بنویسد دائماً ملائکهبرای او استغفار میکنند تا زمانی که از آن نوشته اثری باقی است، وکسی که گوش فرا دارد به یک فضیلت از فضائل او میآمرزد خدا تمامگناهانی را که با استماع و گوش انجام داده است، و کسی که نظرکند به کتابی که در آن فضائل علی نوشته شده است خداوندمیآمرزد تمام گناهانی را که با چشم و نظر انجام داده است. 3- از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «یا على! هرگاه بندهاى خداى عزیز و جلیل را بندگى کند همانند آن مقدارى که نوح در میان قومش ماند(بیش از هزار سال) و برایش به اندازه کوه احد طلا باشد و آن را در راه خدا ببخشد، پس آن را در راه خدا انفاق کند و عمرش به قدرى طولانى شود تا هزار مرتبه با پاى پیاده به حج مشرّف شود سپس در میان (کوه) صفا و مروه مظلومانه شهید گردد، ولى محبّت و ولایت تو را نداشته باشد، اى على! بوى بهشت را استشمام نخواهد کرد و داخل بهشت نخواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحيم ادامه بحث زيارت جامعه و توهم غلوّ ثانيا، مرز غلوّ خارج كردن آنان در مقام تعريف و تمجيد از دايرهي عبوديت است وگرنه ثناگويي در اين محدوده هرگز غلوّ نيست. لذا فقهاي بزرگوار شيعه ضمن فتوا به حرمت سجده براي غير خدا گفتهاند: آنچه را كه گروهي از شيعه به صورت سجده نزد قبر اميرالمومنين و ائمه عليهم السلام انجام ميدهند مشكل است كه انسان قائل به جواز آن شود مگر آن كه به قصد شكر خداي تعالي براي ادراك توفيق زيارت باشد؛ يحرم السجود لغيرالله تعالي ... فما يفعله سواد الشيعه من صوره السجده عند فبر اميرالمومنين و غيره من الائمه عليهم السلام مشكلٌ الاّ أن يقصدوا به السجده الشكر لتوفيق الله تعالي لهم لإدراك الزياره[1]. «حضرت علي عليه السلام فرمود: ما را از مرز عبوديت خارج نكنيد و به سرحد ربوبيت نرسانيد، آنگاه هرچه ميخواهيد در فضيلت ما بگوييد، ليكن بدانيد كه حق ثناگويي ما را ادا نخواهيد كرد. از غلوّ كردن دربارهي ما بپرهيزيد و همانند نصاري- كه دربارهي عيسي عليه السلام غلوّ كردند- نباشيد، كه من از غلوّ كنندگان بيزارم»؛ "لا تتجاوزوا بنا العبودبه ثم قولوا ماشئتم و لن تبلغوا و إياكم والغلوّ النّصاري فإنّي برئٌ من الغالين"[2]. ادامه دارد... [1] - العروه الوثقي، كتاب الصلوه، فصل30، مسئلهي24 [2] - بحار، جلد25، ص274
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام: ضمن عرض تسليت به مناسبت ايام شهادت سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام) بحث قبلي را ادامه ميدهيم، با يك مقدمه. براي تبيين مقام و منزلت ائمهي اطهار (عليهم السلام) رجوع ميكنيم به فرازهايي از زيارت جامعهي كبيره كه مملو از صفات بلند و پر معنايي است. در ابتدا بخشي از مقدمه كتاب ادب فناي مقربان را كه شرحي بر زيارت جامعهي كبيره، به قلم استاد علامه عبدالله جوادي آملي است را بيان ميكنيم. زيارت جامعه و توهم غلو سراسر زيارت جامعه، مملو از ذكر كمالات و فضايل ائمهي اطهار (عليها السلام) است و زائر با نهايت احترام و ادب در آستانشان اظهار ارادت، اخلاص، خضوع و خشوع ميكند، ليكن هيچگونه غلوّ و اغراقي در آن وجود ندارد؛ زيرا: اولا، آنچه كه در بيان بلند هادي امت (عليه السلام) آمده، هدايت امت به بخشي از كمالات آن انوار پاك است وگرنه فضايل آن ذوات مقدس بيش از اينهاست. از اين جهت زائر در پايان اين مثنوي بلند عشق به اظهار عجز رو ميآورد تا خود را از امواج اقيانوس ناپيدا كرانهي فضايل و كمالات آنان برهاند و در يك جمله ميگوي: سروران من! شما بيش از آنچه من شماره كردم هستيد، ليكن من بيش از اين نميدانم و نميتوانم. پايان زيارت من، پايان من است وگرنه شما را پاياني نيست: "مُوالي لا أحصي ثَنائَكم و منَ الوَصف قدركم..." امام صادق (عليه السلام) بعد از برحذر داشتن كامل تمار از غلو فرمود: شايد بتوانيم بگوييم: آنچه از علم ما كه به شما ميرسد چيزي جز الف غير معطوفه نيست؛ "... و عسي أن نقول: ما خرج إليكم من علمنا إالاّ ألِفاً غير معطوفه"[1] علامهي مجلسي ميگويد: «غير معطوفه» يعني نصف حرف، زيرا در خط كوفي حرف الف، اينگونه نوشته ميشد (ا) كه نصف آن مستقيم و نصف آن معطوف بود و الف غير معطوفه، يعني الفي كه فقط نصف مستقيم آن نوشته شدهاست[2]. بنابر اين، از بيست و هشت حرف زبان عربي، حتي به اندازهي يك حرف آن نيز بيان نشدهاست. سرش آن است كه انسانهاي كامل و خلفاي الهي، آينهي تمام نماي جمال و جلال الهي و آيههاي بزرگ او هستند و خدا را نشانهاي برتر از آنان نيست. علي (عليه السلا) فرمود: " ما لله آيهُ اكبر منّي"[3] و در زيارت آن حضرت ميگوييم: "السلام عليك يا آيه الله العظمي"[4] و همانگونه كه اوصاف كمالي الهي پايان ناپذير است، اوصاف كمال آينهداران آن جميل مطلق نيز پايان ندارد. حضرت علي (عليه السلام) ميفرمايند: در فضل و برتري ما هرچه ميخواهيد بگوييد، ليكن بدانيد كه نه تنها به حقيقت فضايلي كه خدا براي ما قرار دادهاست نميرسيد، بلكه به اندكي از آن نيز نميرسيد؛ زيرا ما آيات و دلايل خدا، حجت، خليفه و جانشين، امين، وجه، چشم و زبان او هستيم...؛ "لاتسمّونا أرباباً قولوا في فَضلنا ماشَئتم فإنكم لن تبلغوا من فضلنا كنهَ ما جعله الله لنا و لا معاشرالشعر، لأناّ آيات الله و دلائله و حجج الله و خلفاءُه و أمناءه و وجه الله و عين الله و لسان الله..."[5]. ادامه دارد...
همانطور كه مستحضريد مدتي است از وبلاگ نويسي بنا به دلايلي دور افتادم. در اين مدت علاوه بر اشتغالات خصوصي سري هم به سايتهاي گوناگون زدم و مشغول بررسي اخبار همايشها و جلسات مفيد و غير مفيد زيادي بودم و گزارشها و جلسات تأسف باري را مشاهده كردم و بر آن شدم كه مطالبي را در جهت آگاهي و شناخت بيشتر مخاطبان وبلاگها و سايتها كه خدايي ناكرده بدون علم و آگاهي جذب اكاذيب و ضلالتهاي افراد هوي پرست و خائن به دين و آيين و مملكت كه عالمانه و عامدانه و بعيد ميدانم جاهلانه، و متأسفانه در لباس مقدس روحانيت عصمت معصومين را زير سوال برده و آيات قرآن را بي شرمانه تفسير به رأي كرده و عده اي جوان معصوم و ناآگاه و باز متأسفانه تر اينكه عده اي هم كه سالهاست با ايمان و اعتقاد به ائمه معصومين (ع) زندگي خود را براساس فرامين و احكام روايت شده از ايشان سر و سامان داده اند فريب اين اشخاص از خدا بي خبر و فرصت طلب را خورده اند و چشم و گوش بسته جذب سخنان شيطاني اين افراد شده اند. ديگر طاقت وتحمل اين مسائل را نداشته و خود را مسئول ميدانم كه در مقابل اين افكار شيطاني كه نشانه هايي از علائم آخر الزمان را داراست، بايستم. يعني همه ما مسئوليم و بايد دست در دست دهيم و اين باند شيطاني و مافيايي را رسوا كرده و با درخواست و استعانت از آقا صاحب الزمان(عج) اين امر مهم را به نتيجه مطلوب خود برسانيم. انشاءالله در اين راستا در نظر داريم با استفاده از آيات و روايات محكم و متقن از احاديث قدسي و ديگر احاديث معتبر، اشخاص منحرف و شيطان پرست را رسوا كرده و مردم و جوانان عزيز را از اين خطر مرگ كه جامعه را تهديد مي كند نجات دهيم. انشاءالله. عيد سعيد غدير خم مبارك باد
استادم بانو فاطمه میفرمایند: 1. یکی ازراههای جاگرفتن در دل امام زمان (عج) سوز تشنگی است. امام زمان آبی است که دنبال تشنه می گردد. 2.یافتن امام زمان در دل سوز وتشنگی وطلب وبی تابی می خواهد. 3.اول باید به سر غیبت معرفت پیدا کنیم تا بتوانیم به وظایفی که در آن به عهده مان گذاشته اند درست عمل کنیم.هیچوقت شناخت عوامانه امام زمان(عج) آن شوق وحرکت را نسبت به امام نمی دهد.شناخت باید عرفانی وبرهانی باشد. 4.یکی از آثار محبت به معشوق این است که آثار وشئونش رادوست بداریم محبت به امام زمان(عج)مستلزم محبت به آثارش است. آثار محبت حضرت مهدی(عج)علمای ربانی هستند.
حقیقت کل یوم عاشوراو کل أرض کربلا قسمت هشتم استادم بانو فاطمه می فرمایند: در صحنهی کربلا، نه حسین-علیه السلام- گزارش داد ونه یزید. حسین علیه السلام هستی را در جلوهی زیباییها به نمایش گذاشت ویزید هم پوچی بی محتوایی را نشان داد. برای درس گرفتن از واقعه کربلا باید کربلایی وعاشورایی شوی نه اینکه فقط اینها را بخوانی،بشنوی وبفهمی. دیگر بس است،باید دراین نمایش شرکت کنی. هر دوجلوه راببین،جلوه یزیدی ناامید وسستت می کند وضعفهایت را نشان می دهد؛اما نترس روبرویت حسین علیه السلام با قامتی از زمین تا آسمان ایستاده است، از دیدن زشتیهایت فرار نکن؛چون او صدایت میکند ومی خواهد نجاتت دهد. "هل من ناصر ینصرنی" مگر غیر ازهفتادو دو تن،کسی در کربلا،کنار حسین بود؛پس امام به چه کسانی میفرمود "هل من ناصرینصرنی"؟ مخاطب ایشان چه کسانی بودند؟ اوبه یزیدیان خطاب میکرد. حسین-علیه السلام- این ندارا زمانی سرداد که هرچه داشت تمام شدهبود وزیباییها به ظاهر رفته بودند.داد می زد نترسید، من زیبارو مقابلتان ایستادهام. مبادا زشتی وپوچی یزیدی ناامیدتان کند مبادا بترسید، مراببینید وبه سوی من بیایید. بیایید ماهم به کربلا برویم وبازیگر آن شویم. در صحنه وجود به شهود بنشینیم وکربلا رادر وجود پیدا کنیم،ازچه می ترسیم؟ از اینکه ما رابکشند؟ ازاینکه مال، شئون و منزلت وتجملاتمان از دست برود؟ ازاینکه فرزندمان به خطر بیفتد؟ ذرهای چشم بازکن،روبروی خود،آینهای ازلاهوت می بینی که همهی اینها بایک نگاه به او،هیچی وپوچی خود رانشان می دهند،می خواهی نمیری،ازمرگ می ترسی؟ برودر جبهه حسین-علیه السلام- بمیر تا بمانی ازمقام می ترسی؟ برودر جبهه حسین-علیه السلام- منزلت ومکرمت پیدا کن.از اموال واولاد ونیست شدن آنها میترسی؟ برو درجبهه حسین همه چیز پیدا می کنی. چقدراین سستیها واین ضعفها مانع حرکت ماشده ومارا نشاندهاست. فقط به حسین نگاه کن بگو من می خواهم درسناریوی تو، نقش بازی کنم،اگراین را گفتی،به ندای او لبیک دادهای،آنچنان ترس رااز وجودت دور می کند که پادر رکاب اسبت میکنی وحرّی می شوی تا درآغوش حسین جان دهی که در حقیقت جان می گیری. در انسان کربلایی،ناامیدی،افسردگی،سستی وترس راه ندارد؛درست است که ما عین سستی وزشتی هستیم اما رودررویمان حسین-علیه السلام- است. افسوس،چه کم بودند کسانی که توانستند اینها رادر کربلا ببینند،بقیه فقط شنیدند که حسین -علیه السلام- یاری می خواهد وچون قلبی نداشتند که بتوانند به عالم نوری این حقیقت نه به لفظ،معنی ومفهوم؛بلکه به عالم کلام حسین وارد شدند؛چون حقیقت این یاری را نمیدانستند حسین را یاری نکردند،وبااین عمل ازاصل خود دور شدند. چه زیبا یاران حسین ازلفظ عبور کردند وحقیقت "هل من ناصر ینصرنی" رایافتند.خجالت، شرم وناامیدی ازوجودشان رخت بربست،شوق،حیات وعشق به قلبشان وارد شد وبا تمام عشق وشور،روبروی جبهه حسینی حرکت کردند وچه زیبا این سنت الهی در جلوه "الیه راجعون" و "یا ایهاالانسان إنّک کادحٌ إلی ربک کدحا فملاقیه"(انشقاق آیه 6) درقامت رعنای حسین-علیه السلام- به ظور رسید. ادامه دارد.......
درپشت در پشت درگردیده گل از غنچه پرپرجدا با لگد شش ماهه طفلی گشته ازمادرجدا طبق فتوای پیمبرناطق قرآن علیست گشته ازقرآن ناطق سوره کوثر جدا درمیان کوچه زهرا دامن حیدرگرفت گفت نگذارم روح من از پیکر جدا داد فرمان برمغیره ثانی ازبغض علی دست زهرارا بکن ازدامن حیدر جدا پیش چشم چهارساله دختری آن بی حیا کرد کاری تا که شد دلداده از دلبرجدا از حسن پرسید مولا ای پسربرگو چرا گوشواره شد زگوش دخت پیغمبر جدا شهادت بانوی بزگوارحضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها راتسلیت میگویم
|